کم سرمایه‌ای نیست داشتن آدم‌هایی که حالت را بپرسند
از آن بهتر داشتنِ آدم‌هایی است که
بتوانی در جواب احوال‌پرسی‌هایشان بگویی :
خوب نیستم . . .

 


یک روز میرسد !
یک ملافه ی سفید پایان میدهد !
به من !
به شیطنت هایم !
به بازیگوشی هایم !
به خنده های بلند و تلخم !
روزی که همه با دیدن قطعه عکسم بغض میکنند و
میگویند :دیوانه ،دلمان برای دلقک بازی هایت تنگ شده !
پس کجایی ... !


بـه فـــقـر ِ احــسـاس ِ"انـــسـانیّـــت"دچــــار شــدیـــم !



نــسلی که دردش را ،



کیـبـوردها ..



پیامک ها ..



و ..



تـلفن هـــای ِ پـی در پـی مـی فهمـــنـد


گاهی سکوت

یعنی اما … یعنی اگر …

یعنی هزار و یک دلیل که “دل” میترسد بلند بگوید …


روسریت را درست ببند


، لباس هایت پوشیده باشد،


آرایش نکن، حتی اگر راه دارد زیبا هم نباش!


پنهان کن خویش را دخترک...


در دانشگاه هزاران خواستگار داری اما خواستار یک شبند

!

در خیابان هزاران راننده شخصی داری اما مقصد همه مکان خالیست و بس...!


کمی نگاه کن در میان دوستانت برادرها داری، باور می کنی؟!


... روی خوش نشان بده تا ببینی این برادرها چگونه هم خوابت خواهند شد!


روز به روز می ترسی، آزرده خاطر می شوی، کمی که فکر کنی لرزه بر تنت می نشیند!


از دید مردم اینجا...! زشت باشی هرزه ای! اگر زیبا فاحشه!


اگر اجتماعی برخورد کنی خراب! و اگر سرد باشی می گویند قیمتش بالاست!


اینجا زن بودن دل شیر می خواهد؛


باید مرد باشی اگر بخواهی زن باشی!!!!!!


هرزگے مختص بـــﮧ تـن فروشے نیست



ربطے بـﮧ جنسیت هم نـداره


همیــטּ ڪه از اعتماב ڪسی


سوء استفاבه ڪنی … هرزه ای


همین که به دروغ بگی دوست دارم هرزه ای.......
همین که خیانت کنی هرزه ای

اگر میخواهی تن فروشی بکنی

صاحب اختیاربدنتی....


اما هرزگے نڪــטּ چون


از احساس و آبرو و غرور دیگران بایـد مایـــه بذاری!!!

   قدرت تحمل هرکس را از میزان سکوتش بسنجید


آنان که هیاهو میکنند…                                                                                                                                           

 

بار هیچ چیزی را به روی شانه های خود تحمل نمیکنند                                                                                                


از من به شما نصیحت :

کسی که همیشه سعی میکنه بقیه رو شاد کنه

بیشتر از همه تنهاست

اون رو تنها نذارید....

چون هیچوقت به شما نمیگه که بهتون نیاز داره ...!!!
.. اگه نیستی ... تنهاش نذار ... !!

تنها


تنهایی این نیست که هیچکس اطرافت نباشه !

این نیست که با کسی دوست نباشی !

این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی !

تنهایی یعنی " هیچکس نفهمه حالت بده "


بعضي وقتا مجبوري تو فضاي بغضت بخندي 

دلت بگيره ولي دلگيري نكني 

شاكي باشي ولي شكايت نكني 

گريه كني اما نذاري اشكات پيدا شن 

خيلي چيزا رو ببيني ولي نديدش بگيري 

خيلي حرفا رو بشنوي ولي نشنيده بگيري 

خيلي ها دلتو بشكنن و تو فقط سكوت كني 

دوستات تنهات بذارن ولي دم نزني 


بودا


بودا به دهی سفر كرد ...
زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.
كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید !
بودا به كدخدا گفت : یكی از دستانت را به من بده !!!
كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت : حالا كف بزن !!!
كدخدا بیشتر تعجب كرد و گفت: هیچ كس نمی‌تواند با یك دست كف بزند ؟!!
بودا لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این كه مردان دهكده نیز هرزه باشند.
بودا به دهی سفر كرد ...
زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.
كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید !
بودا به كدخدا گفت : یكی از دستانت را به من بده !!!
كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت : حالا كف بزن !!!
كدخدا بیشتر تعجب كرد و گفت: هیچ كس نمی‌تواند با یك دست كف بزند ؟!!
بودا لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این كه مردان دهكده نیز هرزه باشند.

خداوندا...


خداوندا کفر نمی گویم

پریشانم

چه میخواهی تو از جانم؟

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

خداوندا تو مسئولی

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه زجری می کشد آن کس که از احساس سرشار است

خداوندا تو تنهایی و من تنها

تو یکتایی و بی همتا

ولیکن من نه یکتایم نه بی همتا

فقط تنهای تنهایم...