گاهی
عمیق ترین راز ها را پنهان میکنند
زیباتترین چشمها
بیشترین اشک ها را گریسته اند
و
مهربان ترین قلب ها،بیشترین درد ها را کشیده اند.
عمیق ترین راز ها را پنهان میکنند
زیباتترین چشمها
بیشترین اشک ها را گریسته اند
و
مهربان ترین قلب ها،بیشترین درد ها را کشیده اند.
آهـــــــــای فلانی !
چرا همیشه فکر می کنیم مرحله ی بعد بهتر است ؟
چرا فکر می کنیم این که بگذرد بهتر و آسان تر در راه است؟
چرا هیچ وقت حتی یک بار فکر نکردیم این مرحله ای که هست آسان تر است و بهتر و آرام تر؟
چرا نوجوانی را به انتظار جوانی بهتر می گذرانیم و جوانی را به انتظار میانسالی
و همیشه مرحله بعد سخت تر است جوانی از نوجوانی ، میانسالی از جوانی ، پیری از میانسالی و حتی مرگ از پیری
ما حتی مرگ را هم راحت تر از هر مرحله می دانیم
ما حتی مرگ را هم باور نمی کنیم !
...
برای انتظار است!
برای انتظار است که روزها را راحت می گذرانیم و منتظر بهتر و آرام تر و آسان تر هستیم برای انتظار است که این روزها را بدتر می پنداریم و منتظر خوب تریم
و هر بار که می فهمیم مرحله ی قبل بهتر و آرام تر بود فراموش می کنیم و باز منتظریم
انتظار است که روزهای سخت را آرام تر می کنند به امید بهتر
ما همیشه منتظر و امیدوار روزهای بهتریم حتی اگر همیشه سخت تر و بدتر بشود
حتی اگر هر بار به شرط خودمان ببازیم
به شرطی که هر بار که روزها سخت شد گفتیم : شرط می بندم روزهای بهتری در پیش خواهم داشت!