چ زیباست این تصورات
چه زیبا گفت خسرو شکیبایی:
تا زنده ای در برابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی
مسئولی .....مسئولی در برابر غم هایش...در برابر اشکهایش....در برابر
تنهاییش......اگر روزی فراموش کنی دنیا به یادت خواهد اورد...........
اوهوم،زیباگفت...خیلی
خیلی و قت بود نیومده بودم وب که از خودم بنویسم،خیلی حس قشنگی بهم میده
که از خودم حسم،درونم،قلبی که اصلا با ظاهرم هم خونی نداره ،فکرم و عقایدم بنویسم
بعضی وقتا فکر کردن به آینده یه نور عجیبیو تو قلبم روشن میکنه
حس میکنم یه روشنایی منتظر رسیدنمه،کلا حس خوبی نسبت بهش دارم
اما همه دورو وریا دارن همزمان موج منفی بهم میدن
نمیدونم چرا اینطوری فکر میکنن،همش منتظر یه مقام و جایگاه آن چنلانی و کلان واسه خودشون هستن
که چی؟که آخرش بهش نرسی و بگی چی بودمو چی شدم؟!
بخدا قانعم،قانعم به رضای خودت...
چرا اینجا خیلی ها معنی خیلی چیزا رو نمیفهمن؟نه که نفهمن،اشتباه میفهمن
واقعا اونا اشتباه میفهمن یا من؟یه برداشت من اشتباهه؟
جالبه که اونا هیچکدومشون معنی هنرو هنرمندو نمیفهمن؟
تعریف کلیشه ای که از زندگی دارن درس خوندن و در آخر مدرک رفتنه،دیدیم زیاد دیدیم اونا که رفتن مردک گرفتنو چی شدن...هه
بنظر من اونا به هیچ جایی نرسیدن،همه ی ذهنیتشون مثل چیزیه که بهشون تزریق کرده باشن
همون جور بمونه و آکبند باشه،هر چی بهشونت گفتن براش دلیلو چون و چرا نیاوردن
یه کلام چشم بسته قبولش کردن،راستش خیلی اذیتم میکنه این
فکر میکنم تو بدترین حماقت زندگیشون دارن زندگی میکنن،بگذریم
آدمای ساده همشون همینجورین...زود خو میگیرن،زود عاشق میشن،زود حرفشونو میزنن
آخرشم شد این...
دیگه ولش تا بعدا...
+راستی امشب خیلی جات خالی بود...